افسردگی ماژور - علل و عوامل بیماری

در افراد مختلف، افسردگی به شیوه های متفاوتی بروز می کند، بنابراین علایم بوجود آمده در اثر این بیماری در افراد مختلف متفاوت می باشند. پزشک مربوطه به منظور تشخیص نوع افسردگی اقدام به افزودن اطلاعاتی به روند تشخیص می کند که تصریح کننده نامیده می شوند. این تصریح کننده ها شامل افسردگی به همراه ویژگی های خاص می باشد، مواردی نظیر:

  • اختلال اضطرابی. بیقراری یا نگرانی غیرطبیعی در ارتباط با حوادث احتمالی یا خارج از کنترل.
  •  افسردگی مختلط. افسردگی و شیدایی (مانیا) همزمان که شامل اعتماد به نفس بیش از حد، پر حرفی و هجوم افکار و عقاید مختلف می باشد.
  •  افسردگی مالیخولیایی. نوعی افسردگی حاد بوده و از علایم آن می توان موارد زیر اشاره کرد: عدم پاسخ به محرک های لذتبخش، بیدار شدن از خواب در صبح بسیار زود، کج خلقی به هنگام صبح، بروز تغییرات عمده در اشتها، احساس گناه، بیقراری، تنبلی یا کندی.
  •  افسردگی آتیپیک. خوشحالی بیش از حد بواسطه بروز حوادث لذت بخش، افزایش اشتها، کاهش ساعات خواب، حساسیت شدید به طرد شدن از سوی سایرین و احساس سنگینی در پاها و دست ها.
  •  افسردگی روان پریشانه. افسردگی به همراه هذیان یا توهم که ممکن است دربردارنده تم های بی کفایتی شخصی یا درون مایه منفی نیز باشند.
  •  کاتاتونی. که شامل فعالیت های حرکتی نظیر حرکات غیر قابل کنترل و بی هدف و یا حالات ثابت و غیر قابل انعطاف می باشد.
  • افسردگی زایمان. که در طول بارداری یا چند ماه پس از زایمان رخ می دهد.
  • اختلال خلقی فصلی. که به بروز تغییرات فصلی و کاهش قرارگیری در معرض نور خورشید مرتبط می شود.

 

علت بروز افسردگی

علت دقیق بروز افسردگی مشخص نیست. نظیر بسیاری از اختلالات روانی، فاکتورهای زیادی منجر به بروز افسردگی می شوند. مواردی نظیر:

  • تفاوت های زیستی. چنین به نظر می رسد که در مغز افراد مبتلا به افسردگی یک سری از تغییرات فیزیکی رخ می دهند. اگر چه اهمیت این تغییرات هنوز مشخص نیست لیکن یافتن علت بروز این تغییرات در نهایت می تواند به تعیین علت دقیق بروز بیماری کمک کند.
  • شیمی مغز. انتقال دهنده های عصبی مواد شیمیایی طبیعی مغز هستند که به احتمال زیاد نقش عمده ای را در بروز افسردگی بر عهده دارند. زمانی که تعادل این مواد شیمیایی به هم می خورد، علایم افسردگی بروز می کنند.
  •  هورمون ها. تغییرات ایجاد شده در تعادل هورمونهای بدن می توانند منجر به بروز یا تحریک افسردگی شوند. مشکلات تیروئیدی، یائسگی یا برخی از بیماری ها نیز می توانند منجر به بروز تغییرات هورمونی شوند.
  •  صفات ارثی. بروز افسردگی در آن دسته از افرادی که سابقه ای از بروز این بیماری را در خویشاوندان نسبی خود دارند بسیار شایع تر از سایر افراد است. محققان در حال تلاش برای یافتن ژنهایی هستند که می توانند منجر به بروز افسردگی شوند.
  • حوادث زندگی. حوادث آسیب زای روانی نظیر مرگ یا از دست دادن یکی از عزیزان، مشکلات مالی، استرس زیاد یا وارد آمدن آسیب های روانی در دوران کودکی می توانند سبب تحریک افسردگی در برخی از افراد شوند. افسردگی معمولاً در دوران نوجوانی و در سنین 20 یا 30 سالگی بروز می کند، لیکن احتمال ابتلا به این بیماری در تمامی سنین وجود دارد. نرخ بروز این بیماری در زنان بیشتر از مردان می باشد، لیکن این امر صرفاً می تواند به این دلیل باشد که زنان در مقایسه با مردان تمایل بیشتری به بهره گیری از روندهای درمانی دارند.
فاکتورهای خطر بروز افسردگی

محققان موفق به شناسایی فاکتورهایی شده اند که منجر به افزایش خطر ابتلا به افسردگی می شوند. مواردی نظیر:

  •  شروع افسردگی به هنگام نوجوانی یا در دوران کودکی
  •  سابقه بروز اختلالات اضطرابی، اختلال شخصیت مرزی یا اختلال استرس پس از سانحه.
  •  سوء مصرف الکل یا داروها یا مواد مخدر و غیرمجاز.
  •  برخی از ویژگی های شخصیتی خاص نظیر: اعتماد به نفس پایین و یا وابستگی بیش از حد، بدبینی یا خود انتقادی.
  •  بیماری های جدی یا مزمن نظیر: سرطان، دیابت یا بیماری های قلبی.
  •  شرایط خاص، نظیر مصرف داروهای فشار خون یا داروهای خواب آور( قبل از قطع هر گونه دارو می بایست با پزشک خود مشورت کنید).
  •  حوادث استرس زا یا آسیب زای روانی نظیر قربانی بودن سوء استفاده های فیزیکی یا جنسی، از دست دادن یکی از عزیزان، بروز مشکلاتی در روابط و یا داشتن مشکلات مالی.
  •  سابقه بروز افسردگی و اختلالات دو قطبی، اعتیاد به الکل و اقدام به خودکشی در خویشاوندان نسبی.
عوارض افسردگی

افسردگی اختلالی جدی است که می تواند عوارض بسیار بزرگی را بر خود بیمار یا خانواده او داشته باشد. عدم درمان افسردگی می تواند منجر به بروز مشکلات رفتاری، روانی و سلامتی شود که بر تمامی بخش های زندگی تأثیرگذار هستند.

 

عوارضی که به همراه افسردگی بوجود می آیند عبارتند از:

  •  افزایش بیش از حد وزن یا ابتلا به مرض چاقی که می تواند منجر به بروز بیماری های قلبی و دیابت شود.
  • سوء مصرف الکل یا مواد مخدر.
  •  اضطراب، اختلالات هراسی یا ترس های اجتماعی.
  •  درگیری های خانوادگی، بروز مشکلاتی در روابط دوستانه یا محیط های کاری و مدرسه.
  •  انزوای اجتماعی.
  •  خطور تفکرات مربوط به خودکشی و یا اقدام فرد به خودکشی.
  •  خودزنی.
  •  مرگ زودرس بواسطه ابتلا به سایر بیماری ها.