نقش تغذیه در بیماری های اعصاب و روان

بیماری روانی به گروهی از بیماری ها گفته می شود که با تأثیر بر تفکر و رفتار باعث ایجاد ناراحتی برای فرد مبتلا با ایجاد ناتوانی در وی می شوند. علت بیماری های روانی به خوبی شناخته نشده است ولی آنچه مسلم است این است که عوامل ژنتیک، استرس های مختلف و نوع تعامل فرد با دیگران در ایجاد یا بروز آنها مؤثر است. افسردگی، اضطراب و افسوس، اختلال دوقطبی و اسکیزوفرنیا از جمله این اختلالات هستند.

برای قرن ها با بیمارانی که از اختلالات ذهنی رنج می برند به شیوه های کاملاً وحشیانه و بدوی برخورد می شد. این باور که علت اختلالات ذهنی، شیاطین و نیروهای متافیزیکی هستند، یک باور رایج بود. شیوه متداول درمان بیماران ذهنی این بود که شرایط بدنی بیمار را به قدری نامناسب کنند تا شیطان مجبور به ترک بدن او گردد! از این رو بیمار را با آب جوشن غسل می دادند، او را شلاق می زدند، به او گرسنگی می دادند و یا او را شکنجه می کردند. زیگموند فروید، یکی از نخستین روانشناسانی بود که نیاز به شیوه های درمانی و ارائه یک رویکرد جامع در این زمینه را احساس کرد و روانکاوی را براین مبنا ایجاد کرد.

انواع بیماری های روانی

بیماری های روانی انواع مختلفی دارند که برخی از معروفترین آنها عبارتنداز:

  • اختلالات خلقی
  • اختلالات خواب
  • اختلالات خوردن
  • اختلالات جنسی
  • اختلالات شناختی
  • اختلالات انطباقی
  • اختللات روانپرشی
  • اختلالات شخصیت
  • اختلالات شبه جسمی
  • اختلالات روانی تنی
  • اختلالات کنترل تکانه
  • اختلالات ناشی از مصرف مواد
تأثیر تغذیه بر اعصاب و روان

امروز ثابت شده است که تغذیه تأثیر مهمی بر اعصاب و روان انسان دارد و تغذیه ناکافی و غلط می تواند آثار نامطلوبی بر اعصاب و روان انسان بگذارد و موجب افسردگی شدید و اختلالات عصبی جدی شود.

گاهی دیده اید وقتی روی ناخن ها لکه های سفید پیدا می شود، برخی می گویند حتماً کلسیم یا روی بدن کم شده؟ یا گاهی موها ناگهانی سفید می شود و فکر می کنیم حتماً ویتامینی در بدنمان کم شده، همان طور که کمبود ویتامین ها و املاح معدنی بر قسمت های مختلف جسم تأثیرگذار است، سلامت روان را هم تحت تأثیر قرار می دهد، نمونه بارز آن کمبود عنصر آهن در بدن است که باعث کم خونی می شود و در نتیجه آن فرد مدام خسته، کسل، بی حوصله و عصبی خواهد شد.

 

در زیر به فاکتورهای غذایی که بر سلامت اعصاب و روان تأثیر می گذارند، اشاره مختصری می شود.

کربوهیدراتها با مواد قندی – نشاسته ای

کمبود این گروه از مواد در اکثر رژیم های لاغری اتفاق می افتد، به دلیل اینکه سلولهای عصبی انرژی مورد نیاز خود را صرفاً از گلوکز تأمین می کنند و گلوکز هم فرم ساده ای از کربوهیدرات است که قابل جذب در دستگاه گوارشی است.

چنانچه در برنامه غذایی روزانه کمبود شدید کربوهیدرات وجود داشته باشد سلولهای عصبی دچار کمبود انرژی شده و نمی توانند کار خود را انجام دهند. همچنین محدودیت شدید کربوهیدارت به مدت طولانی باعث پایین افتادن قند خون می شود که به این حالت هیپوگلیسمی می گویند و عوارض آن: خستگی، بیماری، بی حوصلگی، اضطراب، کاهش قدرت یادگیری می باشد.

مواد پروتئینی

کمبود شدید پروتئین موجب بروز عوارض فراوان می شود از جمله: خستگی، بی حالی و سستی می باشد. مواد غذایی غنی از پروتئین عبارتنداز: گوشت قرمز و سفید، تخم مرغ، لبنیات، حبوبات، مغزها (پسته، بادام، فندق، گردو، تخمه)

مواد معدنی

ید، منیزیوم و آهن در سلامت سیستم عصبی تأثیر بسزایی دارند.

تأثیر بر سیستم عصبی به قدری شدید است که چنانچه مادر در دوران بارداری کمبود ید داشته باشد نوزاد با عقب افتادگی ذهنی متولد می شود.

کمبود آهن باعث کم خونی شده و خون لازم به سلولهای عصبی نمی رسد در نتیجه ایجاد خستگی، بی حالی، ضعف، کاهش یادگیری و عصبانیت و بی اشتهایی می کند.

 

بهترین راه برای اطمینان از تعادل و تنوع غذایی استفاده از چهار گروه اصلی غذایی است که شامل:

الف- گروه نان و غلات

ب- گروه میوه ها و سبزی ها

ج- گروه شیر و لبینات

د- گروه گوشت و تخم مرغ

ه- گروه مغزها و حبوبات

 

الف) گروه غلات: برای تأمین انرژی، رشد و سلامت دستگاه عصبی لازم است.

ب) گروه میوه و سبزی ها: برای مقاومت بدن در برابر عفونت ها، ترمیم زخم ها، دید در تاریکی و سلامت پوست ضروری است.

ج) گروه گوشت و تخم مرغ: توصیه می شود بیشتر از گوشت سفید استفاده شود و پیش از پختن گوشت قرمز، چربی هایی را که به چشم می خورد جدا کنید.

از کمبود ویتامین B تا کم هوشی

بسیاری از مواد مغذی مثل ویتامین ها و مواد معدنی به صورت مستقیم عملکردهای ذهن و قدرتهای شناختی، تأثیر می گذارند و نهایتاً در بروز بیماری های تخریب کننده بافت مغزی مؤثرند. شاید قدیمی ترین ویتامین هایی که در دانش بشری و دانش تغذیه وجود دارد، ویتامین های گروه B هستند، ویتامین هایB3 ,B1 ,B2  و ... البته در حال حاضر فرم های شیمیایی مختلفی از این ویتامین ها شناسایی شده اند، برای مثال فرم اسیدی ویتامین B3، اسید نیکوتینیک است و فرم آمیدی آن نیکوتین آمید. یا ویتامین های دیگر مثلB12  و اسید فولیک که کمبود شان می تواند بر عملکردهای مغزی مؤثر باشد و ممکن است باعث افسردگی های شدید شود. اما غیر از ویتامین ها که قدیمی ترین ها هستند، بین املاح، کمبود حاشیه ای آهن  یعنی کمبودی که مربوط به منابع خوارکی آهن نیست و علائم بالینی این کمبود هم هنوز بروز نکرده، کمبودهای خفیف و ناچیز که حتی ممکن است با آزمایش خون هم مشخص نشود می تواند باعث مخدوش شدن عملکردهای ذهن شود. تمرکز را به شدت کاهش دهد و در درازمدت باعث کاهش توانایی های هوش شود.

مغزتان را روغن کاری کنید.

یکی از ویتامین هایی که اخیراً تأثیرش بر عملکردهای ذهنی مورد بررسی قرار گرفته و اثبات شده، تأثیر کمبود اسیدهای چرب امگا 3 در بروز اختلالهای روانی است. در حال حاضر می دانیم حدود 20 درصد چربی های مغز را چربی های امگا -3 تشکیل داده و از آنجا که این اسیدهای چرب برای ادامه حیات بدن کاملاً ضروری است و توسط خود بدن انسان هم قابل تولید نسیت، حتماً باید از طریق رژیم غذایی یا مکمل ها تأمین شود، اما منابع خوراکی اسید چرب امگا -3 محدود است و دسترسی به این اسیدها برای همه افراد چندان آسان نیست. بنابراین احتمال کمبود آن بسیار زیاد است، مستندات علمی موجود هم نشان دهنده بروز مشکلات مربوط به کمبود اسیدهای چرب امگا -3 در افراد است که از این میان می توان به اختلال های دو قطبی، بیماری های اوتیسم و همینطور افسردگی های شدید یا افسردگی های دوران بارداری اشاره کرد.

پس به مقدار کافی گردو، ماهی، میگو، تخم کدو و تخم کتان مصرف کنید. در واقع منبع امگا -3 در ماهی هایی مانند قزل آلا، تن و شاه ماهی تعریف می شود. در گیاهان هم روغن های سویا، آفتابگردان، دانه کتان و گردو، فندق و کنجد حاوی امگا -3 هستند علاوه بر این، مواد غذایی غنی شده با امگا -3 مانند برخی از نانها، آبمیوه ها، روغن ها و تخم مرغ مورد توصیه متخصصان تغذیه است.

از کمبود ویتامین D بدنتان پیشگیری کنید.

طبق تحقیقات 80 درصد ایرانی ها با کمبود ویتامین D روبرو هستند، کمبود ویتامین D با بروز بیماری های خطرناکی از جمله آماس و نیز اختلال در عملکردهای ذهنی، افسردگی، و ... در ارتباط است. در این زمینه حتی پژوهشی در دانشگده علوم تغذیه دانشگاه ایران انجام و طی آن مشخص شد ویتامین D هم یکی دیگر از مواد مغذی کلیدی است که کمبودش روی عملکرد ذهن و بروز افسردگی اثرگذار و کمبود آن بسیار شایع است.

ویتامین D نه تنها بر قسمت عمده عملکردهای مغزی و ماهیچه ای مؤثر است بلکه بروز بیماری ام اس، ضعف عضلانی، فیبر و میالژیا و آرتریت روماتوئید که بیماری های سیستم ایمنی هستند، همچنین همه بیماری هایی که به نوعی با ضعف سلسله اعصاب مرکزی، سیستم ایمنی و بافت ماهیچه ای در ارتباط هستند با کمبود ویتامین D در ارتباط هستند. همچنین کمبود روی و ویتامین A می تواند باعث بروز اختلال در عملکردهای ذهن شود. همان طور که اشاره شده افسردگی از راه های مختلفی بروز می کند و محققان ایرانی با آزمایش روی گروه های گیرنده ویتامین D و گروهی که فقط پلاسیبو (دارونما) مصرف می کردند، ثابت کردند گروهی که ویتامین D بیشتری دریافت کردند، به اختلال های روانی کمتری دچار شدند.

همچنین افرادی که دچار افسردگی بودند با مکمل یاری و دریافت دوزهای مصرفی روزانه ویتامین D به درمان شان کمک شد و سطح سلامت شان ارتقا یافت. لازم به ذکر است که بیش از 80 درصد ویتامین D از طریق مواجهه با نور آفتاب تأمین می شود و 10 – 15 دقیقه قرار گرفتن روزانه بدن در مقابل نور بی واسطه خورشید می تواند نیاز به دو هزار واحدی به این ویتامین مؤثر را تأمین کند. نقش مواد غذایی همچون غلات و برخی سبزی ها و میوه ها، کره، روغن کبد ماهی، زرده تخم مرغ، خامه، جگر، ماهی ساردین و گوشت قرمز و قارچ در این فرایند فقط 20 درصد اعلام شده است. پس از نور آفتاب کمک بگیرید.

ارتباط کمبود ویتامین D با اختلالات روانی

اغلب مواد مغذی که نام برده شد، به صورت "کوآنزیم" یا "کوفاکتور" واکنشهای مختلف بیوشیمیایی را در بدن کاتالیز می کنند. برای مثال آهن یا ویتامین های گروه B در واقع کوفاکتور واکنشهای شیمیایی بدن هستند که باعث ساخت نوروترنسمیترها با واسطه های شیمیایی مغز می شوند. از آنجا که واسطه های شیمیای مغز برای انتقال پیام های عصبی و برای عملکردهای مغزی لازم و ضروری هستند، کاملاً واضح است که وقتی کوآنزیم هایی که این واکنش های شیمیای را کاتالیز می کنند. کم باشند، واکنش های لازم انجام نمی شوند.

بنابراین موادی که باید در نتیجه این واکنش ها ساخته شوند، تولید نمی شوند، تعادل این واسطه های شیمایی در مغز به هم می خورد، عملکردهای وابسته به آنها مختل می شود و نهایتاً به شکل اختلال های روانی بروز می کند. کمبود تمام موادی که گفته شد، می تواند باعث بروز علائم افسردگی و سایر اختلالهای روانی شود اما همیشه علائم افسردگی ها و اختلال های روانی به دلیل وجود مشکلات تغذیه ای بروز نمی کنند. چون ممکن است ریشه ها و دلایل متفاوت زیادی داشته باشد. مثلاً شوک ناشی از یک حادثه بد و استرس ناشی از آن می تواند باعث بروز افسردگی شود. در این صورت اگر کسی سوء تغذیه هم داشته باشد، به طور قطع شکل شدیدتر افسردگی را تجربه خواهد کرد اما به طور قطع، تغذیه، شیوه غذا خوردن و نوع انتخاب مواد غذایی به شدت با سلامت جسم و روان افراد در ارتباط است.